العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

18

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

در زمان او به حساب معجزه او درست است رواست از تقصير او گله كند و از غيبت او كيفر نمايد . و در ( 7 : 218 مجمع ) گفته : « وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ الخ » كه جبائى گفته : هدهد خداشناس نبود و اين گزارش كودكانه داد چون جز فرشته و آدمى و پرى تكليف ندارد ، و چنانچه كودكان كه پرستش ما را بينند جز آن را بيهوده شمارند » هدهد هم كار مخالف سليمان را بيهوده شمرد ، و اين گفته او خلاف ظاهر قرآنست ، زيرا امتياز ميان سجده حق براى خدا و سجده باطل براى خورشيد در اينكه يكى نيك است و ديگرى زشت جز از خداشناس برنيايد كه ميفهمد يكى روا است و ديگرى ناروا ، بعلاوه آرايش دارائى و روگردانى از راه حق را بشيطان وابست و اين گفتار شناساى عدالت و آگاه بر اينست كه زشت كارى بر خدا تعالى نسزد . و در ( ج 7 : 261 ) در « كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا » از سوره عنكبوت : گفته : چه بسا جنبنده كه خوراكش پس انداز و آماده نيست ، از حسن ، يا نتواند آن را بردارد از ناتوانى خود و با دهن خوراك كند از مجاهد ، و گفتند : همه جانداران كه بر زمين جنبند خوراك فرداى خود را آماده نسازد جز آدميزاده و مورچه و موش بلكه همان اندازه كه بس باشد از آن بخورند ، از ابن عباس ، « اللَّهُ يَرْزُقُها » يعنى خدا روزى دهد اين جنبنده ناتوان را كه نتواند روزى خود را بردارد و شما را هم روزى دهد و براى غم روزى ترك هجرت نكنيد . از ابن عمر است كه بهمراه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله بيرون شديم تا بنخلستانى از انصار درآمد و خرما برميگرفت و مىخورد و فرمود : اى عمر زاده چرا تو نميخورى ؟ گفتم : يا رسول اللَّه نميخواهم ، فرمود : ولى من ميخواهم ، اين بامداد چهارمين است كه چيزى نچشيدم و اگر خواستم از پروردگارم خواهش كردم مانند ملك خسرو و قيصر را به من ارزانى دارد ، و چگونه باشى اى پسر عمر كه بمانى با مردمى كه روزى يك سال خود را ذخيره كنند براى اينكه يقين آنها سست است . به خدا از